جشنها و اعياددر(روستای گفت)

جشن پديده اي اجتماعي – فرهنگي است و در زمره آداب و مناسك ديني و سنن قومي كه از آغاز تشكيل اجتماعات انساني در هر زمان و در هر تمدني و به هر شكل و صورتي در زندگي مردم جاي ويژه اي داشته است . از اين رو به عنوان پديده اي فرهنگي در دانش مردم شناسي و جامعه شناسي مورد توجه بوده است . مطالعه جشنها از اين لحاظ داراي اهميت است كه زمينه ساز همبستگي و اتحاد رواني مردم و تجلي روح جمعي در جوامع ابتدايي بوده است.

بنابراين زماني كه انسان تنها و منفرد است سابقه ديني او بسيار ضعيف مي باشد و هنگامي كه در مراسم و تشريفات گروهي كه انعكاس عواطف و احساسات جمعي است شركت جويد و در نتيجه احساسات آنها كه در اصل اجتماعي بوده است بر اثر استمرار و رسوم دسته جمعي به شكل سنتي قابل احترام و مقدس در اعياد و جشنها تجلي مي نمايد.

جشنها و اعياد معمولا داراي دو خصوصيت كلي هستند و به اين سبب شامل دو قسمت مي شود .

1- جشنها و اعيادي كه مربوط به زندگي فرد است .

2- جشنها و اعيادي كه مربوط به زندگي عمومي و اجتماعي است.

الف- جشنهايي كه مربوط به زندگي فردي مي شوند از قبيل تولد نوزاد ،‌ختنه سوران ،‌ازدواج و عروسي و .....

ب- جشنهايي كه مربوط به زندگي عمومي و جمعي مي شوند.

مانند : عيد نوروز، و اعياد مذهبي مانند عيد قربان ، عيد غدير خم و عيد سعيد فطر و ......

الف- جشنهاي فردي

ازدواج

اهالي اين روستا ازدواج را امري مقدس  و واجب مي دانند و معتقدند هر دختر و پسري كه به سن ازدواج رسيده باشد و يا به قول عرف دم بخت باشد بايد ازدواج كند و مجرد زيستي را امري ناپسند مي دانند.

سن ازدواج در گذشته بسيار پائين بوده و مراسم عروسي ساده و بدون از هر رنگ  و لعابي بوده است . ولي امروزه ميزان مهريه بالا رفته و بر تجمل و خرجهاي اضافي مراسمات عروسي افزوده شده است. بيشتر ازدواجها در فصل زمستان كه فصل بيكاري كشاورزان است صورت مي گيرد.

ب- جشنها و اعياد عمومي

1- جشن قربان :

اين جشن در نزد اهالي روستا محترم شمرده مي شود . در اين روز اهالي روستا مبلغي را جمع مي كنند و يك گاو يا شتر و يا .......قرباني مي كنند و هر كسي به ميزان مبلغي كه داده سهمي از گوشت قرباني را دريافت مي كنند معمولاً بيشتر افراد روستا در اين قرباني شريك مي شوند.

2- جشن عيد فطر :

مراسم عيد فطر در روز اول شوال و بعد از آخرين روز ماه مبارك رمضان بعد از يك ماه روزه داري همانند ساير نقاط كشور در اين روستا نيز برگزار مي شود . شيوه برپايي اين مراسم به اين صورت مي باشد كه اهالي روستا مقداري از فطريه خود را به افراد فقير و بي بضاعت مي دهند و مقداري را هم به مسجد مي آورند و پس از بجاي آوردن نماز عيد اين عيد را به يكديگر تبريك مي گويند.

3- جشن عيد نوروز:

عيد نوروز از كهن ترين و بزرگترين جشنهاي ملي است، كه ما ايرانيان در هر جايي كه باشيم آن را گرامي مي داريم عيد باستاني نوروز يكي از سنتهاي اجتماعي است كه بخصوص در روستاها مردم به آن پايبند مي باشند، و همه ساله مردم با خوشحالي از آن استقبال مي كنند به طوري كه اهالي اين روستا يك ماه مانده به عيد نوروز مقدمات وارد شدن به آن را فراهم مي كنند و زنها به كاشتن سبزي و خانه تكاني مي پردازند و همه اعضاي خانواده به خصوص جوانان اقدام به خريد لباس نو مي كنند و براي پذيرايي از ميهمانان تنقلات، شيريني و ميوه تهيه مي كنند.

و در اين روستا رسم بر اين است كه قبل از حلول سال نو فردي را كه مورد احترام آنهاست به خانه دعوت مي كنند و معتقدند كه اين فرد براي آنها خوش يمن است.

پس از تحويل سال نو لباسهاي جديد را مي پوشند و به همراه خانواده به امام زاده مي روند و پس از زيارت و عيد مباركي به مزار شهدا و اهل قبور مي روند بعد از اين به ديدار خانواده هايي مي روند كه در سال گذشته عزيزي از دست رفته دارند. و پس از آن به ديدار اقوام و خويشان خود مي روند كه اين ديد و بازديد تا روز سيزدهم ادامه دارد.

4- سيزده بدر:

در اين روز بر اساس رسم ديرينه اي كه وجود دارد افراد فاميل به صورت دسته جمعي به اطراف روستا و به داخل باغها مي روند و نهار را دور هم صرف مي كنند و بچه ها نيز در اين روز شور و شادماني خاصي دارند.

ريسماني از درخت آويزان مي كنند و تاب مي خورند و به كسي كه در داخل تاب بوده با چوب مي زدند و مي گفتند نام نامزدت را بگو و بعد از فراغت از تفريح و استراحت به امام زاده بر مي گردند و پس از زيارت به روستا مي آيند.

جشنها و اعياد ديگر:

اعياد ديگري هم وجود دارد كه مردم محل در اين روزها مراسم خاصي ندارند مانند :عيد مبعث و ميلاد پيامبر (ص) ولي در تولد امام زمان (عج) بيشتر مردم مراسمات عروس خود را در اين روز فرخنده برگزار مي كنند و اهالي روستا مشعلي را در روي بامهاي خود روشن مي كنند به صورتي كه روستا نورباران مي شود.

جشن ختنه سوران نيز اخيراً در اين روستا پررنگ تر شده است وپدر ومادر ها برای فرزند خود در همین جهت مراسم پر شکوهی برگزار میکنند.

امامزاده سلطان سید عبد الله

ساخت جمعیتی روستای گفت

امروزه افزايش جمعيت بدون توجه به ميزان امكانات و منابع اوليه به صورت يك مسئله اجتماعي درآمده و توجه بسياري از كارشناسان را به خود جلب كرده است . براي افزايش جمعيت روستاها در دهه هاي گذشته شايد بتوان توجيهي منطقي پيدا كرد ولي در دهه هاي اخير افزايش بي رويه جمعيت خود مي تواند مسائل و معضلاتي براي جامعه و خانواده به وجود آورد.

چرا كه در گذشته از فرزندان خود به عنوان نيروي كار استفاده مي كردند و حتي اگر به صورت شبانه روزي هم تلاش مي كردند باز هم نياز به نيروي انساني مشاهده مي شد ، اما امروزه با مكانيكي شدن كارها و وارد شدن ادوات و وسائل مكانيزه كشاورزي، ديگر نياز به نيروي مازاد نخواهد بود. از طرف ديگر بايد توجه داشت كه اگر روند افزايش جمعيت همانند گذشته ادامه پيدا كند برنامه ريزي اقتصادي و اجتماعي جامعه را با مشكلاتي روبرو خواهد نمود.

ساخت جمعيت

بر اساس آخرين سرشماري تعداد جمعيت اين روستا 700 نفر مي باشد و اين روستا 153 خانوار مي باشد به طوري كه ميانگين افراد 5/3 نفر در هر خانوار مي باشد. بر اساس آخرين آمار سال 87 خانه بهداشت جمعيت زنان 342 و جمعيت مردان 358 نفر مي باشد.

زنان شوهر دار 49-15 سال 103 نفر مي باشند. حدود 50% جمعيت روستا كمتر از 24 سال سن دارد و حدود 15% درصد جمعيت بين 19-10 سال قرار دارند.

اغلب جوانان به سن ازدواج رسيده  در اين روستا ازدواج کر ده اند و سن ازدواج براي پسران به طور ميانگين 23 سال و براي دختران 17 سال مي باشد.

نرخ رشد جمعيت را در اين روستا مي توان ثابت دانست ولي در مقايسه با گذشته درصد قابل توجهي كاهش پيدا كرده است ولي از آنجا كه ميزان ازدواج جوانان نيز افزايش پيدا كرده است اگر اينها هر كدام تمايل به داشتن دو فرزند نيز داشته باشند. در سال حدود 10 تا 15 تولد خواهيم داشت.

به خاطر باورهاي غلطي كه از گذشته در بين مردم وجود دارد حدود 90 درصد كساني كه باردار هستند تمايل بيشتري به داشتن پسر دارند.

وضعيت بهداشت روستاي ما نسبت به گذشته بهتر شده ولي قابل قبول نمي باشند. ميزان مرگ و مير ناشي از بيماريهاي عفوني و واگيردار كه در گذشته شيوع داشته كمتر شده است و بيشتر مرگ و ميرها ناشي از كهولت سن و تصادفات مي باشد.

بهداشت اين روستا در سال 1370 به بعد با يك حياط اجاره اي كار خود را آغاز كرد و پس از مدتي با كمك مردم و مركز بهداشت سبزوار بودجه اي براي ساختن اين بنا در نظر گرفته شد.

اين ساختمان در زميني به مساحت 500 متر و زير بناي 70 متر احداث گرديد. بهورز خانه بهداشت روستا داراي مدرك پنجم ابتدائي مي باشد.[1]

مهاجرت:

مهاجرت نيز امروز، مورد توجه بسياري از كارشناسان قرار گرفته است چرا كه اين مسئله مي تواند اثراتي بر جامعه مهاجر‌پذير يا مهاجر فرست داشته باشد.

به طور كلي مهاجرت از روستا به جاهاي ديگر افزايش پيدا كرده است كه اين خود دلايلي را به دنبال دارد كه به طور مختصر بيان مي كنيم:

1- جدا بودن محل كار بعضي از اين افراد از روستا

2- ازدواج اين افراد خارج از روستا

3- عدم وجود امكانات رفاهي در روستا قبل از مهاجرت اين عده

4- تحصيل در خارج از روستا

به طور كلي اين روستا مهاجر فرست بوده تا مهاجر پذير به صورتي كه طي آخرين آمار حدود 10 درصد جمعيت روستا كه بيشتر قشر فرهنگي مي باشند تا كنون به شهر مهاجرت كرده اند.

مهاجرتهاي فصلي در اين روستا وجود دارد به صورتي كه كشاورزان حدود 6 ماه از سال را براي كشاورزي به شمال روستا مهاجرت مي كنند و در اوايل زمستان بر مي گردند.

وضعيت آموزش و سواد در روستا:

بدون شك آموزش و پرورش مهم ترين شالوده و بناي هر جامعه است و همانطور كه از نامش پيداست به تعليم و تربيت مي پردازد. آموزش و سواد در ترقي و تعالي نهادهاي اجتماعي و فرهنگي نقش بنيادي و كليدي دارد.

وضعيت آموزشي در اين روستا به گونه اي است كه در دهه هاي گذشته به صورت رسمي نبود.

بلكه كساني كه تمايل به تحصيل و كسب علم داشتند زير نظر آخوند در آن زمان تربيت مي شدند و فقط سواد خواندن و نوشتن در حد ابتدائي و آموزش قرآن مي ديده اند و بر اساس گفته بزرگان حق الزحمه اين آخوندها را همان شاگردانش تامين مي كرده اند كه مقداري از جو يا گندم يا چيز ديگر بوده است.

اما آموزش رسمي در اين روستا از سال 1342 آغاز گرديد كه در كنار آن نهضت سواد آموزي نيز در روستا فعاليت داشته و دارد. تعداد با سوادان در اين روستا اعم از نهضتي و غير نهضتي را مي توان 95 درصد دانست و كليه كساني كه در سن تحصيل قرار دارند با سواد هستند و اين روستا هم اكنون داراي 40 ديپلم مي باشند ، 45 نفر فوق ديپلم و حدود 120 نفر ليسانس كه تعدادي از اينها دانشجو و تعدادي هم مشغول به كارند و بقيه فارغ التحصيل شده اند و فاقد كار رسمي دولتي مي باشند.

3 نفر هم تحصيلات كارشناسي ارشد و دو نفر هم دكتري دارند. در كل اين روستا در مقايسه با روستاهاي اطراف و حتي روستاهاي مناطق ديگر آن طور كه من اطلاع دارم بيشترين قشر تحصيل كرده را دارد و از لحاظ بينش فرهنگي، اجتماعي مي توان گفت در حد بالايي قرار دارد.

وضع اشتغال:

اشتغال يكي از مسائل مهم مي باشد كه از زوايايي مختلف مي تواند مورد توجه قرار گيرد، چرا كه مي تواند نقش مهمي را در اقتصاد و اجتماع هر منطقه و كشور داشته باشد.

همچنين داشتن شغل و كار مشخص مي تواند نقش مهمي در سلامت رواني و اجتماعي افراد يك جامعه داشته باشد.

از آنجا كه اقتصاد بين روستا بر پايه كشاورزي مي باشد، برنامه ريزي صحيح و كارشناسانه مي تواند سهم بزرگي در رفع بيكاري داشته باشد.

در حالي كه قشر عظيمي از اين جوانان تحصيل كرده هستند نياز به بستري جهت جذب  و بهره برداري از آن وجود دارد، ‌چرا كه اگر بستري ايجاد نشود بايد شاهد مهاجرت اين عده به شهرهاي بزرگ و خالي شدن روستا از افراد جوان و خلاق باشيم.

وضعيت اشتغال زنان در اين روستا :

اكثر زنان روستا به كار خانه داري و در كنار آن در بسياري از فعاليتهاي كشاورزان شركت مي كنند و همپاي مردان خود به كار كشاورزي مشغول مي باشند.(و در ضمن در کنار این فعالیت ها به کار تربیت فرزندان می پردازند)

 


1- آمار و سرشماري روستاي گفت سال 87.

معرفی روستای گفت

 

نگاهي كلي به روستاي گفت : گفته مي شود گفت از گبر گرفته شده كه قبلا در اين روستا ساكن بوده اند و قبرهاي آنان در قبرستان روستا موجود مي باشد. در گذشته قلعه قديمي در اين روستا بوده كه رئيس آن الهيار خان بوده است. مير علم كه قصد تجاوز و غارت اين قلعه را داشته در كنار قنات كلاته اعلي سكونت داشته و برجي را براي خود در اين مكان ساخته اند و از تپه بلندي به نام (مير علم) كه در اين مكان واقع است براي ديده باني و كمين خود استفاده مي كرده اند و گفته مي شود كه با توپ به در قلعه حمله كرده اند كه گلوله هاي آن سربي بوده و به وزن 3 كيلوگرم كه آثار آن تا همين اواخر پيدا بود. نا امني در آن زمان به گونه اي بود كه درب قلعه در اول غروب بسته مي شده و در صبح باز مي شده است و آب آن از جنوب روستا از درون باغهاي سناوي به وسيله لوله هايي معروف ( به موري) تامين مي شده است. با توجه به يك سند قديمي كه درون يكي از ديواره هاي قلعه پيدا شده و در سال 1296 ه.ق . نوشته شده روشن كننده خيلي از مسائل و مشكلات آن زمان است .

 

در اين سند آمده است اين مناطق زير نظر بجنورد بوده و كليه كارمندان دولت بايد حقوق خود را از اين شهر مي گرفتند. ملاغلامعلي از طايفه رجب بوده پايش معيوب بوده و چشمش كم نور بوده. اين شخص كار محاسبات و كتابت را بر عهده داشته است و همچنين آمده است محمد آباد كلاته اي بوده كه توسط بعضي از اهالي اين روستا آباده شده است و هم اكنون با نام «محمدآباد گفت» شناخته مي شود. نرخ گندم در آن زمان سه من و نيم قران بوده روغن خوردن ، من پنج قران- روغن سوخت ، سه قران – محلوج 4 قران- خياط 1 قران- نداف، نيم قران – و وضعيت املاك را در آن زمان بسيار خوب توصيف كرده اند . از كدخداي قديمي گفت به نام امين ياد مي كنند.

 

1- وجه تسميه و هويت روستاي گفت: بر اساس تحقيقاتي كه از بزرگان و مطلعين شده است، اسم اين روستا در ابتدا «جنرغيان» بوده است كه در قسمت جنوب روستا واقع شده است و تا همين اواخر آثاري هم از آن زمان بر جاي مانده است. بعد از آن به دليل واقعه سيل به شمال روستا و به درون باغهاي گفت فعلي آمده اند و در مكاني به نام «حياط قوچون» مسكون شده اند و بعد از مدتي به مركز روستا آمده اند كه شايد يكي از علتهاي آن وجود تركمن در آن زمان و ناامني كه بر اكثر روستاها حاكم بوده است ، مي باشد . در مركز روستا قلعه و دژي محكم براي خود ساخته اند تا از گزند دشمنان در امن باشند. آثار آن به روشني ديده مي شود كه قلعه اي است و يك دو مركزي دارد و ديوارهاي آن، به عرض دو متر و ارتفاع بيست متر مي باشد و دور اين قلعه برج و باروهايي به فاصله معيني قرار دارد كه تيراندازها در بالاي اين برجها به نگهباني مشغول بوده اند. قدمت اين روستا دقيقا مشخص نيست، ولي از روي قبرهاي موجود مي توان گفت كه از زمان فتحعلي شاه قاجاريه به بعد افراد در اين روستا سكونت داشته اند. در مرآه البلدان آمده است، گفت روستايي كوه پايه است كه آب آن را از قنات تامين مي شود. روستاي گفت يكي از دهات شهرستان جغتاي خراسان رضوی است. آقاي دكتر علي اكبر دهخدا در لغت نامه ، ص 335 آورده گفت دهي از دهستان بخش جغتاي مي باشد. دكتر لطف الله مفخم در فرهنگ آباديهاي ايران جلد اول صفحه 411 گفته، گفت از دهات سبزوار محسوب مي شود. در كتاب جغرافيا و اسامي دهات كشور (نشريه اداره كل آمار و ثبت احوال) صفحه 155 نوشته « گفت از روستاهاي شهرستان سبزوار به شمار مي آيد» آقاي دكتر محمد حسين پاپلي در فرهنگ آباديها صفحه 488 نوشته «گفت از آباديهاي سبزوار شمرده مي شود» در فرهنگ جغرافيايي ايران جلد نهم، صفحه « گفت از دهات بخش جغتاي شهر سبزوار است » 2- موقعيت و مشخصات جغرافيايي: روستاي گفت از طرف جنوب به كوهها كه معدن كروميت گفت در اين قسمت قرار دارد منتهي مي شود و از شمال به دشت و باغات منتهي مي شود و از مغرب به روستاي جبله و از مشرق به شهرستان جغتاي منتهي مي شود . اين روستا 57 درجه و 1 دقيقه طول جغرافيايي و در 36 درجه و 37 دقيقه عرض جغرافيايي قرار دارد. ارتفاع روستا از سطح دريا 1460 متر مي باشد. فاصله مركزي شهرستان جغتاي تا روستا 5 كيلومتر مي باشد . 3- پستي و بلندي: اين روستا در ناحيه كوهستاني قرار گرفته و جزء روستاهاي كوهپايه به حساب مي آيد و رشته كوه البرز در جنوب آن واقع شده است و از نظر پستي و بلندي مي توان به دو بخش دشت و كوهستان تقسيم مي شود. در بخش كوهستاني روستا باغهاي ميوه قرار دارد و در بخش دشت آن زمينهاي كشاورزي قرار دارد كه قسمت اعظم كشاورزي روستا در اين قسمت واقع شده است عمده محصولاتي كه در اين روستا به دست مي آيد ، شامل محصولات باغي در بخش كوهستاني از قبيل انگور، گلابي، سيب، زردآلود، هلو، انار، گيلاس و ........... و در دشت اين روستا محصولات عمده عبارتند از : گندم، جو، چغندر قند، هندوانه، خربزه و زيره و ........ 4 – آب و هوا اين روستا به دليل واقع شدن در منطقه كوهستاني از آب و هواي معتدل كوهستاني برخوردار مي باشد. به طور كلي دو جريان آب و هوايي در اين روستا وجود دارد: الف- جريان هوايي كه از طرف شرق مي وزد كه باد نيشابور نام دارد. ب- جريان هوايي كه از طرف جنوب غربي مي وزد كه باد گرگان نام دارد. و همين جريان آب و هوايي كه باعث نزولات جوي برف و باران و وزش بادهاي سرد در زمستان مي شود . ميزان بارندگي منطقه در سال حدود 250 تا 300m مي باشد. البته سالهايي هم پيش آمده كه ميزان بارندگي 450m هم فراتر رفته است. از آنجا كه بيشتر كشاورزي اين منطقه كوهپايه از قنات و رودخانه است ميزان بارش برف تاثير زيادي در آب دهي قناتها و رودخانه ها خواهد داشت. حداقل و حداكثر دما در اين منطقه بين 10- درجه و 39+ درجه در زمستان و تابستان مي باشد. 5- رودخانه ها: نمي توان گفت در اين روستا رودخانه دائمي وجود دارد، فقط چند رودخانه فصلي وجود دارد كه از جنوب به شمال در جريان هستند . مهم ترين رودخانه فصلي روستا رودخانه «بناوندر» مي باشد كه نسبتا از ميزان آب دهي خوبي در حدود 6 ليتر در ثانيه برخوردار است. و يك رودخانه فصلي ديگر به نام (رودخانه سناوي) مي باشد كه در اواسط سال ميزان‌ آب دهي آن يك ليتر در ثانيه مي باشد. البته بستگي به بارندگي آن در سال نيز دارد به صورتي كه امسال ميزان‌ آب دهي آن چندين برابر سالهاي قبل مي باشد. سه قنات نيز در اين روستا وجود دارد كه يكي از قناتها در داخل روستا قرار دارد و اهميت حياتي در گذشته داشته و حال نيز هم دارد، چرا كه باغات شمال روستا هم از اين قنات آبياري مي شود و در گذشته آب آشاميدني مردم از اين قنات تامين مي شد ولي امروزه به دليل آمدن برق به روستا مردم كمتر از اين آب استفاده مي كنند. منبع ديگري كه آب حمام روستا از آن تامين مي شود رودخانه «خوشباز» است كه در گذشته از رودخانه هاي پر آب اين روستا بوده، ولي امروزه خشك شده و به صورت چشمه در پائين كوه درآمده است. قناتها و چشمه هاي ديگري نيز وجود دارد كه امروزه به دليل خشكسالي هاي پي در پي از اهميت افتاده و ميزان آب دهي آن بسيار كم شده است. 6- چاهها: چاهها در روستا امروزه به دليل عدم آب لوله كشي اهميت حياتي دارند، به صورتي كه در اغلب منازل يك چاه آب وجود دارد و آب شرب و مصرف آنها از همين چاهها استفاده مي شود. در گذشته به دليل نبودن برق در اين روستا به چرخ دستي آب را از چاه بيرون مي آورده اند ، ولي امروزه به دليل وجود برق از پمپ آب استفاده مي كنند و آب را به راحتي به بالاي زمين از عمق 20 متري زمين مي آورند كه متاسفانه مصرفي بي رويه از آب اين چاهها باعث كم شدن آب قنات روستا شده است. 7- پوشش گياهي: پوشش گياهي روستا از نوع مرتع مي باشد به صورتي كه در سالهايي كه بارندگي خوب است مراتع و چمنزارها سرسبز و چشم نواز است . متخصصين امر، مراتع اين روستا را از نوع درجه سه مي دانند. گياهاني كه جنبه دارويي دارند و در كوهها سبز مي شوند عبارتند از : هواشان (آويشن) ، گوند( كه از شيره آن كتيرا به وجود مي آيد ) ، كتل كاتي وزژك و گياهان خودرويي مثل : تلخه، كشك، دمبه گاوي،‌هور، چوز، زارع و ........... مي باشد.